skip to main | skip to sidebar

پندی در تنهایی به خویشتن

۱۳۸۷ خرداد ۲۴, جمعه

امروز وقتی صداتو شنیدم که از شدت گریه گرفته بود، انگار دنیا روی سرم خراب شد.تو مرجان قوی ی من هستی که برای بغل کردنت دارم روزشماری می کنم.
"لعنت به جاده ها، اگه معنیشون جداییه!"
ارسال شده توسط شبانه در ۶:۱۳

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پیام جدیدتر پیام قدیمی تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: نظرات پیام (Atom)

بايگانی وبلاگ

  • ◄  2009 (12)
    • ◄  سپتامبر (1)
    • ◄  اوت (2)
    • ◄  ژوئیهٔ (2)
    • ◄  مارس (6)
    • ◄  ژانویهٔ (1)
  • ▼  2008 (9)
    • ◄  نوامبر (1)
    • ▼  ژوئن (5)
      • "هلیا، میان بیگانگی و یگانگی هزار خانه فاصله است.آ...
      • امروز وقتی صداتو شنیدم که از شدت گریه گرفته بود، ا...
      • پینوکیو آخر داستان آدم شد! ولی به من امیدی نیست ...
      • "در زير لحاف چهل تکه يادها ـ که همگی تکرار تو اند ...
      • گاهی وفتا شادی های کوچیکی رو از خودمون می گیریم که...
    • ◄  مهٔ (3)

درباره من

شبانه
مشاهده نمایه کامل من